أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
81
آثار الباقيه ( فارسى )
تشرىل - مرحشوانكط - كسليول - طيبثكط - شفطل - آذركط - نيسنل - ايركط - سيونل - تمزكط - اوبل - ايللكط . و رويهمرفته شماره روزهاى ايشان ( 354 ) روز است كه مقدار سال قمرى است و اگر يهود ماههاى قمرى را چنان كه هست استعمال مىكردند ايام سالشان و عدد ماههاى ايشان يك چيز بود ؛ ولى چون بنى اسرائيل از مصر بيرون آمدند و بتيه رسيدند و از رقيت و چنگال نكال مصريان رستند و به آنچه خدا در سفر ثانى تورات از قوانين و نواميس مىگويد مأمور شدند كه فرمانبرى كنند و اين واقعه در شب 15 نيسن بود كه قمر در حال بدر بود و شعاع خود را به كوه و دشت گسترده و زمان هم فصل بهار بود پس بنى اسرائيل مأمور شدند كه اين روز را چنان كه در سفر ثانى تورات مىگويد حفظ كنند . مقصود از ماه اول ، تشرى نيست بلكه نيسن است زيرا خداوند موسى و هارون را در همين سفر امر مىكند كه بايد شهر فصح رأس شهور ايشان و اول سال باشد پس موسى به امت خود گفت : روزى را كه در آن روز از بندگى رستيد ياد آوريد و در اين روز از ماهى كه درخت در آن سبز مىشود خمير مخوريد . يهود براى آنكه گفتار موسى را به كار بندند ناچار شدند كه هم سال شمسى را استعمال كنند كه تا چهار دهم نيسان در اول بهار باشد كه درختان برگ داده و پر از شكوفه باشد و هم ماه قمرى را به كار بندند كه در شب فصح قمر به حال بدر باشد و در برج نيسن و اين كار ايشان را بر اين وادار كرد كه روزهايى را كه از وقت مطلوب در شهور پيش افتادهاند همين كه به مقدار اين رسيد كه يك ماه شود به ماههاى خود يك ماه تام ملحق كنند و اين قبيل ماه را آذار اول ناميدند . و آذار اصلى را آذار ثانى گفتند بپاس خاطر اينكه همنام يكديگرند و يكى پس از ديگرى واقع شده و سالى را كه در آن كبيسه است عبور ناميدند و اشتقاق اين لفظ از معبارث مىباشد كه به زبان عبرانى زن آبستن را گويند . زيرا همانطور كه زن آبستن